سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
705
تاريخ ايران ( فارسى )
آمد همه را دفع نمود ، تا اينكه بطائف رسيد كه در سه منزلى مكه سمت شرق واقع است و از اينجا او يك عده سپاه مهاجم و غارتگر خود را مقدمتا روانه نمود كه آنها حيواناتى را كه بغارت گرفتند از جمله دويست نفر شتر عبد المطلب بوده است ، وى با قواى عمدهء خود كه در اينميانه يك عده از فيلان مهيب جنگى هم بود پشت سر حركت نمود و در خارج شهر مكه اردو زد ، به اهل مكه كه از اين پيشآمد متحير و مضطرب بودند پيغام داد كه غرضش صدمه و آزار به آنها نيست بلكه مقصود وى فقط انهدام كعبه است . عبد المطلب خود را به اردوى دشمن رسانيده و ابرهه را ملاقات نمود ، درنتيجه او حاضر شد كه شتران عبد المطلب را رد كند ، ليكن از تصميمش حاضر نشد برگردد . در اين روايت چنين ذكر شده كه عبد المطلب نزد ابرهه فقط از شتران خود سؤال نمود و از كعبه اسمى نبرد . اظهار حقارتآميز ابرهه را هم جواب سخت داده و گفت كه كعبه بمساعدت نوع انسانى ابدا احتياج ندارد ، چنان كه روزى كه براى اين اقدام مقرر شده بود فيلان از حركت بازمانده و قدمى بجلو برنداشتند . اين ناكامى كه براى ابرهه و لشكرش رويداد تفصيل آن در قرآن چنين ذكر شده است - « آيا نديدى پروردگار تو با سپاه فيل چه كرد ؟ آيا حيلهء جنگى ايشان را باطل و بىثمر نگردانيد ؟ و او فرستاد بر عليه ايشان جوقهجوقه مرغان كوچكى را كه ميانداختند روى آنها سنگريزههائى از گل پس گردانيد ايشان را مانند كاه خرد شده « 1 » » مضمون آيات فوق بيان روشن و واضحى است از بيمارى معروف به آبله كه آن را در عربى سنگريزه هم مينامند و اين مطابق با تاريخ هم هست . لشكر حبشه رو بهزيمت نهادند و خود ابرهه در صنعا به همين مرض منحوس درگذشت . اين خبر كه كعبه از امداد آسمانى محفوظ ماند در همهجا انتشار پيدا نمود ، بديهى است كه علاوه بر اينكه بر احترامات كعبه افزود مقام و مرتبت قبيلهء قريش هم بدرجهء بس عالى رسيد .
--> ( 1 ) - سورهء 105 و اصل آيات اين است - « أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحابِ الْفِيلِ ، أَ لَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ ، وَ أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْراً أَبابِيلَ ، تَرْمِيهِمْ بِحِجارَةٍ مِنْ سِجِّيلٍ ، فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَأْكُولٍ ، ( مترجم ) .